تبليغاتX
هفته نامه مشرق زمین - دانش نويني که فرهنگ مي خواهد
 
images/20070709/biotech.jpg با وجود اين که زمان زيادي از معرفي محصولات تراريخته نمي گذرد، اما در سالهاي اخير بيوتکنولوژي مدرن از سوي افکار عمومي مورد توجه قرارگرفته و مناظره هاي زيادي در مورد آن صورت مي گيرد.
ارزيابي عقايد عمومي نشان مي دهد که گرايش مردم به بيوتکنولوژي ، بسيار متفاوت است ؛ زيرا مسائل مختلفي بر رد يا قبول يک تکنولوژي از طرف عموم موثر است.
به نظر مي رسد سطح دانش ، آگاهي از فوايد، ميزان اعتماد و صحت آمار موجود از اهم اين عوامل هستند. در اين مقاله ، اهم چالشهاي مورد بحث در خصوص نگراني هاي عمومي از بيوتکنولوژي بررسي و تحليل شده است.

اين يک حقيقت ساده است که سرنوشت نهايي بيوتکنولوژي ، بويژه بيوتکنولوژي کشاورزي در دستان اجتماع است. بنابراين براي ارائه راهکارهاي عملي فرهنگ سازي ، شناسايي خلاءهاي جامعه و نقاط چالش برانگيز آن ضروري است. مهمترين مسائل مورد بحث در خصوص پذيرش يا عدم پذيرش بيوتکنولوژي از طرف عموم جامعه بدين شرح است:

پايين بودن ميزان فهم عمومي

پذيرش عمومي بيوتکنولوژي بشدت تحت تاثير ميزان آگاهي (awareness) و فهم (understanding) عموم جامعه قرار دارد. در سال 1999 ، تحقيقي درخصوص ميزان آگاهي (awareness) مصرف کنندگان و به تبع آن پذيرش غذاهاي تغييريافته ژنتيکي (Genetically-Modified) يا GM در 8 کشور جهان (استراليا، برزيل ، کانادا، فرانسه ، آلمان ، ژاپن ، انگلستان و امريکا) انجام شد. نتايج اين بررسي نشان داد که بخش زيادي از مردم جامعه از غذاهاي تغييريافته ژنتيکي آگاهي (awareness) دارند.
نتايج بررسي ها نشان مي دهد که آگاهي (awareness) مصرف کنندگان به طور قابل ملاحظه اي بالاست. در اين بين ، بيشترين ميزان آگاهي از غذاهاي تغييريافته ژنتيکي در 3 کشور آلمان ، استراليا و بريتانيا مشاهده مي شود. در امريکاي شمالي نيز 66 درصد امريکايي ها و 78 درصد کانادايي ها از موضوع آگاهي داشته اند. اما ميزان فهم (understanding) عمومي درخصوص بيوتکنولوژي پايين بوده است.
در مقياس جهاني ، بيش از 40 درصد (بين 44 تا 58 درصد) از مردم اظهار داشتند که از دانش ناچيزي در خصوص غذاهاي تغييريافته ژنتيکي برخوردار هستند. بررسي ها نشان مي دهند که مصرف کنندگان خواستار انجام مطالعات و کسب اطلاعات بيشتري در مورد غذاهاي GM و بويژه فناوري تغيير ژنتيکي هستند؛ اين موضوع در مورد 54 درصد امريکايي ها و 68 درصد کانادايي ها صادق است.
در سالهاي اخير به دليل افزايش پوشش خبري رسانه ها، سطح آگاهي نسبت به بيوتکنولوژي در اروپا افزايش يافته است. در انگلستان جرياني از مقالات مرتبط با غذاهاي GM در سالهاي 99 - 1998 به وجود آمد که برخي خبرنگاران و ژورناليست ها، اصطلاحاتي همچون غذاي فرانک اشتاين) (Frankenstein Food) موجود ويرانگر فيلمهاي سينمايي دهه هاي گذشته) را در اين مورد به کار مي بردند. اين مساله باعث شد مردم انگلستان اصطلاح غذاي تغييريافته ژنتيکي را بشنوند؛ هر چند سبب افزايش سطح دانش (understanding) آنان نسبت به بيوتکنولوژي نشد.
در يک نظرسنجي ، در ايران از 74 نفر از افرادي که رشته تحصيلي و شغل آنها ارتباطي با بيوتکنولوژي نداشت ، 1.3 درصد افراد آگاهي خود را از بيوتکنولوژي خيلي زياد، 25.3 درصد زياد و 70.2 درصد کم اعلام کردند و 2.7 درصد نيز کاملا اظهار بي اطلاعي کردند.
اين ارقام نشان دهنده پايين بودن آگاهي مردم ما در اين خصوص است. ضمن اين که داشتن آگاهي به معني شناخت نيست ، بويژه اين که معمولا معيار کمي سنجش اطلاعات در اين گونه سوالات لحاظ نمي شود.
البته بايد خاطرنشان کرد که آگاهي (awareness) از بيوتکنولوژي به معني بالابودن سطح دانش در مورد اين فناوري نيست ، کما اين که در بريتانيا که مردم آن از سطح آگاهي بالايي درخصوص بيوتکنولوژي برخوردارند، از غذاهاي GM با عنوان غذاي فرانک اشتاين ياد مي شود که اصطلاحي کاملا اشتباه و فتنه انگيز است. در اين موارد بايد آگاهي (awareness) را به دانش (understanding) ارتقاء داد. در يک نظرسنجي دولتي که از 1515 کانادايي در پائيز 1999 صورت گرفت ، بيشتر کانادايي ها پس از اين که از فوايد بيوتکنولوژي در سلامت ، پزشکي و محيطزيست اطلاع يافتند (ارتقاي سطح آگاهي به دانش)، آمادگي پذيرش ريسکهاي ناخواسته و جنبه هاي اخلاقي را از خود بروز دادند.

نگرش منفي نسبت به غذاهاي تغيير يافته ژنتيکي

در سال 2000 ، تعداد 5000 مصرف کننده بزرگسال غذاهاي تغييريافته ژنتيکي در کشورهاي استراليا، برزيل ، کانادا، فرانسه ، آلمان ، ژاپن ، انگلستان و ايالات متحده مورد ارزيابي قرار گرفتند. نتايج اين بررسي بين المللي نشان داد که مصرف کنندگان در سرتاسر جهان نگرشي منفي درخصوص غذاهاي تغييريافته ژنتيکي دارند و غالبا بر اين باورند که ريسکهاي آن بر فوايدش مي چربد.
البته نوع نگرش مصرف کنندگان بيشتر در ارتباط با سلامتي و ايمني غذاها بود تا پيشرفت در علم و تکنولوژي. در بين اين 8 کشور، به نظر مي رسد بيشترين تمايل منفي درخصوص غذاهاي GM به ترتيب در کشورهاي ژاپن (82 درصد)، آلمان (73 درصد) و فرانسه (71 درصد) مي باشد. در امريکاي شمالي ، 51 درصد امريکايي ها و 59 درصد کانادايي ها داراي نگرش منفي هستند که با توجه به ميزان 45درصدي سال 1998 در هر دو کشور، اين روند رو به افزايش بوده است.
بيش از نيمي از مصرف کنندگاني که در ژاپن ، فرانسه ، آلمان ، استراليا و کانادا مورد ارزيابي قرار گرفتند انتظار خود را از اين فناوري ، سلامتي و ايمني ذکر کردند که اين رقم در بين امريکايي ها 44 درصد و انگليسي ها 39 درصد بود.
فقط در برزيل که سطح آگاهي درخصوص موضوع پايين بود، به نظر مي رسد پيشرفت علم و تکنولوژي بيشتر مورد توجه واقع شده است. در ايران نيز طبق بررسي به عمل آمده ، 39.7 درصد تمايل به مصرف محصولات بيوتکنولوژي ندارند و فقط 31.4 درصد تمايل خود را براي مصرف اين گونه محصولات اعلام کردند. اما در اين باره بايد خاطرنشان کرد که اين نگرش منفي در مورد غذاهاي تغييريافته ژنتيکي بوده است و نه لزوما کل بيوتکنولوژي.
ضمن اين که دليل آن را مي توان در ضعف شناخت از بيوتکنولوژي از جمله غذاهاي تغييريافته ژنتيکي دانست. شيوه نظرسنجي و آمارگيري نيز در اين باره بسيار مهم است که جداگانه مورد بحث قرار گرفته است.

خريد غذاهاي حاوي اجزاي تغيير يافته ژنتيکي

طبق بررسي انجام شده از سوي موسسه آنگوس ريد (1999) ، دانستن اين که غذاهاي عرضه شده در بازار، حاوي اجزاي تغييريافته ژنتيکي هستند، احتمال خريد آنها را کاهش مي دهد. در يک نظرسنجي از مردم 8 کشور استراليا، برزيل ، کانادا، فرانسه ، آلمان ، ژاپن ، انگلستان و ايالات متحده ، مشخص شد که در آلمان 82 درصد، در فرانسه 78 درصد و در ژاپن 70 درصد از پاسخ دهندگان در صورت اطلاع از وجود مواد تغييريافته ژنتيکي در محصولات غذايي ، به احتمال کمي آن محصولات را خريداري مي کنند.

فرهنگ سازي ، سنگ بناي توسعه بيوتکنولوژي


با توجه به موارد مذکور، چنين به نظر مي رسد که فرهنگ سازي و ايجاد پذيرش عمومي نسبت به بيوتکنولوژي در هر کشوري از اهميت زيادي برخوردار است. از طرفي مطالعات مختلف ثابت کردند که عوامل متفاوتي چون سطح سواد و آموزش افراد، جنسيت ، فرهنگ هر کشور، ميزان اطلاع رساني عمومي ، فعاليت گروههاي مخالف و غيره بر پذيرش عمومي تاثيرگذار مي باشد.
بنابراين فرهنگ سازي بيوتکنولوژي سنگ بناي توسعه اين تکنولوژي بوده و ساده انگاري آن مي تواند صدماتي به توسعه بيوتکنولوژي در کشورهاي مختلف وارد کند. به تبع اين موضوع ، کشورهاي مختلف سعي کرده اند از اين فرصت در جهت نيل به توسعه يافتگي استفاده کنند

در کانادا 68 درصد از پاسخ دهندگان موافق اين موضوع بودند (1999). در انگلستان که بحثهاي مربوط به سلامت غذاهاي تغييريافته ژنتيکي بسيار داغ است ، 67 درصد از افراد نظرسنجي شده عنوان کردند که احتمال خريد اين گونه محصولات از طرف آنها پايين است (1999).
در مقابل ، 37 درصد از امريکايي ها، 28 درصد از کانادايي ها و 25 درصد از انگليسي ها اظهار داشتند که آگاهي آنها از وجود ترکيبات تغييريافته ژنتيکي در يک محصول ، تاثيري در تصميم خريد آنها ندارد. در ژاپن نيز نزديک به يک چهارم از افراد (23 درصد)، به احتمال زياد محصولات تغييريافته ژنتيکي را مي خرند.
در ايران نيز طبق بررسي به عمل آمده ، 31.4 درصد از مصرف کنندگان تمايل به مصرف اين گونه محصولات دارند. در خصوص خريد نيز 47.3 درصد از پاسخ دهندگان ايراني به خريد محصولات مهندسي ژنتيک شده گياهي تمايل دارند تا انواع جانوري آن.
در مجموع در کشورهاي مورد بررسي ، قريب به 60 درصد از پاسخ دهندگان عنوان کردند که آگاهي از وجود غذاهاي تغييريافته ژنتيکي سبب مي شود احتمال کمي براي خريد اين گونه محصولات از جانب آنها وجود داشته باشد.

کاربردهاي پزشکي بيشتر مورد پذيرشند

در حالي که بيشتر مباحث اهميت پذيرش عمومي ، بر مهندسي ژنتيک و کاربردهايش متمرکز شده است ، شواهدي وجود دارد که مخالفت با بيوتکنولوژي بر جنبه هاي خاصي از آن تاکيد بيشتري دارد. بررسي ها نشان مي دهند که واکنش به مهندسي ژنتيک بيشتر به جنبه هاي خاص و غيرعلمي آن از قبيل: نگراني هاي اخلاقي ، خطرناک بودن ، غيرطبيعي بودن ، ريسک بالا، زيان آور بودن ، دستکاري طبيعت و مسائلي از اين دست مربوط مي شود.
در مجموع مخالفت هاي عمومي نسبت به مهندسي ژنتيک ، بيشتر بر کاربردهاي انساني و حيواني آن متمرکز شده اند. بر اساس نتايج تحقيقي که در سال 1993 در کانادا صورت گرفت ، گرايش مصرف کنندگان به انتقال ژن بر اساس نوع انتقال ، تعديل و يا تشديد مي شود. به طوري که درجه پذيرش از انتقال گياه به گياه (بيشترين پذيرش) تا انتقال حيوان به انسان (کمترين پذيرش) متغير بود.
حمايت از انتقال ژن در مواقعي که اين فناوري در جلوگيري از بيماري هاي کشنده مورد استفاده قرار مي گيرد، بيشتر بود. نتايج تحقيقات درکشور کانادا و مقايسه آن با کشورهاي گروه هشت اروپايي (فرانسه ، آلمان ، ايتاليا و بريتانيا) نشان مي دهد که آگاهي نسبت به کاربردهاي بيوتکنولوژي در کانادا افزايش يافته است ، اما تصوير ذهني مردم اين کشور درخصوص تکنولوژي مبهم است (1999).
کانادايي ها نسبت به همتايان اروپايي خود، تمايل مثبتي به بيوتکنولوژي دارند. با وجود اين ، حتي کانادايي ها نيز نسبت به حمايت از انواع کاربردهاي بيوتکنولوژي به طور انتخابي عمل مي کنند. کاربردهاي پزشکي (به ويژه آنهايي که باعث توليد داروها و واکسن ها مي شوند) نسبت به توليد غذا از طريق بيوتکنولوژي از مقبوليت بيشتري برخوردارند. البته جنبه هاي پزشکي مرتبط با زنوترانس پلنتيشن (توليد اندام هاي انساني در بدن حيوانات مهندسي ژنتيک شده براي انتقال به انسان) جزو نقاط مخالفت زا هستند.
اين که چگونه برخي از جنبه ها مورد حمايت بيشتري قرار مي گيرند به کاربرد، ريسک پذيري و از همه مهمتر جنبه هاي خدماتي آن بستگي دارد.

وضعيت پذيرش کاربردهاي بيوتکنولوژي در کشورها

کانادا: بر اساس نتايج ، 61 رصد کانادايي ها نسبت به بيوتکنولوژي آسوده خاطر بوده و 38 درصد ابراز ناخشنودي کردند که از آن جمله حدود 10 درصد بسيار نگران هستند. به هر حال بيشتر پاسخ دهندگان اذعان داشتند که غذاهاي تغييريافته ژنتيکي ، بيشترين نگراني آنها را در خصوص بيوتکنولوژي به خود اختصاص داده است. در مجموع ، بيشتر بررسي ها نشان مي دهند که کانادايي ها احساس مي کنند به طور کافي ريسکهاي ناشي از توسعه بيوتکنولوژي را نمي شناسند، بنابراين از دولتمردان خود انتظار دارند که قوانين دقيق و شفافي در اين باره تنظيم و تدوين کنند.
امريکا: بيشتر مصرف کنندگان معتقدند آنها از بيوتکنولوژي نفع خواهند برد. مصرف کنندگان امريکايي غذاهايي را مي پذيرند که فايده اي در آن بيابند، به همين دليل خواستار واريته هاي جديد ميوه جات و سبزيجات هستند که طعم آنها بهتر بوده و در مقابل حشرات توام با کاهش مصرف آفت کش ها محافظت شده باشند. با وجود اين ، حتي پذيرندگان بيوتکنولوژي در امريکا نيز نسبت به انواع محصولات بيوتکنولوژي ، تمايلات متفاوتي دارند. مردم غالبا جنبه هاي پزشکي و توليد محصولات گياهي را بهتر حمايت مي کنند تا جنبه هاي ديگري که مرتبط با اجزاي مختلف غذا، حيوانات و ماهي هاست.
اروپا: جنبه هاي پزشکي بيوتکنولوژي از قبيل داروسازي ، تشخيص بيماري و ساخت واکسن ، بيشتر مورد پذيرش بوده اند.
ايران: در ايران نيز طبق بررسي به عمل آمده 74 درصد پاسخ دهندگان با پيشرفت بيوتکنولوژي در زمينه پزشکي و 66.3 درصد با پيشرفت بيوتکنولوژي در صنايع دارويي موافق بودند.

نوشته شده توسط مشرق زمین در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 8:53 | لینک ثابت |
 
offshore